پيشرفتهاي شگرف بعضي از جوامع در دنياي كنوني تعمق در سير تحول آن جوامع را ايجاب مينمايد. چند سالي است كه موضوع بهرهوري و كيفيت در كشور به طور جدي مطرح شده است، اما با توجه به تجربيات، برخوردها و گرايشات متنوع، تاكنون هيچ اتفاق نظر در مواجهه عملي با مسئله كيفيت و الزاماً افزايش بهرهوري رسميت نيافته است كه شايد دليل اين موضوع را بتوان در بررسي و تحليلهاي متفاوت از جوامع مختلف كه به طور انتزاعي و منفرد انجام شده است، هم جستجو نمود.
با دقت و كنكاش همهجانبه، گذشته از ساير اصول و اقدامات مديريتي، آنچه كه در همه جوامع پيشرفته به روشني خودنمايي ميكند استفاده از ابزارهاي اغلب بسيار ساده ولي كارا ميباشد. ابزارهاي كه در عين سادگي تمام هم خود را بر آموزش و به كارگيري مستمر آنها در همه جنبههاي كاري خود گذاشته و تلاشي پيگير را در اين زمينه به عمل آوردهاند.
تعيين سطح كيفيت براي كالاها و خدمات و اطمينان از حصول آن امري حياتي براي هر سازمان حرفهاي است.
كيفيت يا نبود آن ميتواند اثرات دراز مدتي داشته باشد. كلمه كيفيت مفهومي عام است كه به روشهاي گوناگوني استفاده ميشود. برخي اوقات اشاره به درجه محصول دارد، نظير درجهبنديهايي كه در كارخانجات مختلف روي محصولات انجام ميشود و گاهي نيز به جنبههاي خاص عملكرد يا مواد اوليه اشاره ميكند.
كيفيت يك كالا از نظر مصرفكننده با عبارات زير بيان مي شد:
- شكل ظاهري
- عملكرد
- قابليت اعتماد
كيفيت ضعيف هزينههاي سازمان را افزايش ميدهد، اين امر شامل ضايعات و هزينههاي دوبارهكاري، هزينههاي جايگزيني، تعمير و هزينههاي حمل و نقل، بازرسي در محل، تخفيف به خاطر كيفيت نامناسب و غيره ميشود.
محصولات، مطابق با مشخصههاي طراحي اجرا ميگردد و به عبارت ديگر در اين مرحله موضوع ايجاد كيفيت، يعني توليد با توجه به انظباق مشخصههاي واقعي طراحي شده، مطرح ميباشد.